ماتم برد خیره شدم به اولین سنگه این جوری که دیدم،خیلیم تمیز بود سنگه پیش خودم فکر کردم لابد این یارو هر هفته میاد پیش پیش برای خودش فاتحه می خونه و خیراتم می ده.
یه بار خواهرم گفت من ترجیح می دم بی خبر بمونم از مرگ دیگران اصلا بیاین بگین رفته امریکا،اما فاصله فاصلس هر دوش به یه اندازه ادم از پا در میاره...
برچسب:
نویسنده: ساحل حیدریان